از طرفِ    شهریار حنیفه

بخشی از نمایشنامه‌ی رویای نیمه‌شب‌های تابستانی، اثر ویلیام شکسپیر


دِمیتریوس:

        چه اعتمادی به تاریکیِ این شب! و چه اعتمادی به بودنِ تنها درون این جنگل! که امنیت را [در این مکان و زمان] از خود دریغ کرده‌ای و به دنبال من -کسی که دوستت ندارد- آمده‌ای و باز می‌آیی...

هلنا:

         فضایل توست که مرا ایمن می‌سازد...
         کدام تاریکی؟ وقتی که می‌شود به تماشای چهره‌ی روشنت نشست. و نه گمان، از، در شب قدم زدن.
         و کو تنهایی؟ که تا نهایتِ چشم‌اندازم را -تا مُنتهای هستی- با تو، تو دیده و تو می‌بینم.
         پس، چگونه هیچ نبینم [جز تاریکی و تنهایی، بی‌دوست‌دار] ؟ وقتی دنیا این‌چنین از چشمانت به من خیره شده‌...

 

پاییز ۱۳۹۵

(نمی‌دانستم این نمایشنامه به فارسی ترجمه شده؛ تامدت‌ها هم در و بی‌در پرس‌وجو می‌کردم، اما خب ترجمه‌ای نبود که نبود. ترجمه‌ی این یک تکّه‌ی کوچک را، همین‌طور دِلی و از روی هوا نوشتم برای خودم، در گوشه‌ی یک دفتری... امروز چشمم خورد، گفتم بگذارمش اینجا.
لازم‌به‌ذکر که چند ماه پیش در کتابخانه‌ی یک آدمِ محترمی، ترجمه‌ای از این نمایشنامه را دیدم. عجله داشتم ولی، اسم مترجم در یادم نماند.)



( photography )

به یاد می‌آورم ...

( filmography )

پیشنهادی بهت میدم که نتونی رد کنی

( filmcomment )


( ?note )

احساس نمی‌کنید که دارد به‌سوی ما می‌آید؟

( fictions )

هم‌نشینی‌ها

( companion )

اَزآب‌گذشته

( translation )

ماتیک تُند او / گُل کرد ناگهان / در باغ دست‌هایش و پُر ریخت بر لبش

( poetry )


Logo


This is Shahriar Hanife 's personal web; which is local to share some of my work.
It should also be said i'm the designer and thinker of this template, would be thankful if you do not copy.
Contact me: shahriar.hanife@gmail.com
My profile in IMDb , & Vimeo , & Instagram
English Version ( Just some of the content )